تبليغاتX
خطــــر صـهیـــونـیــســــم

 

پروردگاري به نام ميرزا حسينعلي

 

 

در خصوص فرقه ضاله ي بهائيت پيش تر از اين مطالبي را در وبلاگ قرار داده بودم،امروز در مورد ادعاي الوهيت جناب ميرزا حسينعلي (بهاءالله) چند سطري از آيات!! نازل شده از سوي ايشان را جهت مطالعه ي دوستان مي آورم:

ادعاي الوهيت ميرزا حسينعلي

ميرزا حسينعلي بهأالله پس از ادعاي پيامبري مدعي «الوهيت» مي شود و خود را خداوند و خالق جهان مي شمارد. ادعاي «الوهيت» ميرزا حسينعلي نور كجوري (بهأالله) بيشتر به يك شوخي مي ماند و عده اي تصور مي كنند كه اين امر ساخته و پرداخته مخالفان بهائيت بوده است. اما نگاهي از سر تأمل بر نوشته هاي ميرزا حسينعلي نوري (بهأالله) اين شائبه را به يقين تبديل مي كند. براي اثبات ادعاي الوهيت بهأالله به چند نمونه از نوشته هاي اونگاه مي كنيم. بهأالله هنگامي كه در زندان عكا گرفتار بود، چنين نگاشت:

 «اسمع ما يوحي من شطر البلأ علي بقعه المحنه و الابتلأ من سدره القضأ انه لا اله الا انا المسجون الفريد». (1)
(بشنو آنچه را كه وحي مي شود از مصدر بلا بر زمين غم و اندوه از سدره قضا بر ما به اينكه نيست خدايي جز من زنداني يكتا».

 در قسمتي ديگر از كتاب مبين مي گويد:
«
كذلك امر ربك اذكان مسجوناً في اءخرب البلاد». (2)
(اينگونه امر كرد پروردگارت، زماني كه بود زنداني در خراب ترين شهرها».
و نيز مي گويد:

«تفكر في الدنيا و شأن اهلها ان الذي خلق العالم لنفسه قد حبس في اءخرب الديار بما اكتسبت ايدي الظالمين». (3)
(درباره دنيا و حالات مردم آن بينديش. زيرا آنكه جهان را براي خود خلق كرد، در خراب ترين مكان ها به دست ستمكاران زنداني است).
و در جاي ديگري از
كتاب مبين آورده است:

 «ان الذي خلق العالم لنفسه منعوه اءن ينظر الي اءحد من احبائه»(4)
(
آن كسي كه جهان را براي خودش خلق كرد، او را منع مي كنند كه حتي به يكي از دوستانش نظر افكند).

حسينعلي بهأ انبوه پر شمار مردم را كه به ادعاي خدايي او وقعي نمي گذاشتند در شمار غافلين مي خواند و در جواب كساني كه از او مي پرسيدند: تو كه خود را خدا مي داني، چرا بعضي از مواقع مي گويي اي خدا، و در بعضي از نوشته هايت از او استمداد مي طلبي؟ مي گويد:
«
يدعو ظاهري باطني و باطني ظاهري ليست في الملك سواي ولكن الناس في غفله مبين». (5)
(باطن من ظاهر من را مي خواند و ظاهرم باطنم را، در جهان معبودي غير از من نيست، ليكن مردم در غفلت آشكارند).

_______________________________ پاورقي ها

 

1- ميرزا حسينعلي نور كجوري (بهأالله)، كتاب مبين، چاپ 1308 قمري، ص .286
2- ميرزا حسينعلي نوري (بهأالله)، كتاب مبين، ص .342
3- ميرزا حسينعلي نوري (بهأالله)، كتاب مبين، ص .56
4- ميرزا حسينعلي نوري (بهأالله)، كتاب مبين، ص .233

5- ميرزا حسينعلي نوري (بهأالله)، كتاب مبين، ص .405

 

 

+ نوشته شده توسط antizionist در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386 و ساعت 20:41 |