تبليغاتX
خطــــر صـهیـــونـیــســــم

 

  • آموزگار بزرگ شهادت ، حسين ، اكنون تنها برخاسته است تا بياموزد كه « مرگ سياه » سرنوشت شوم مردم زبوني است كه به هر ننگي تن مي دهند تا « زنده بمانند » ، چه ، كساني كه گستاخي آن را ندارند تا در ظلمتي كه همه چيز به تباهي مي گرايد و انسان ماندن نيز محال مي شود ، « شهادت » را انتخاب كنند ، « مرگ سياه » آنان را انتخاب خواهد كرد .
  • آموزگار بزرگ شهادت اكنون برخاسته است ، تا به همه آنها كه جهاد را تنها در « توانستن » مي فهمند ، و بر همه آنها كه پيروزي بر خصم را تنها در « غلبه » ، بياموزد كه شهادت ، نه يك باختن ، كه يك انتخاب است ، انتخابي كه در آن ، مجاهد با قرباني شدن خويش ، در آستانه معبد آزادي و محراب عشق ، پيروز مي شود .
  • نفس انسان بودن ، آگاه بودن ، ايمان داشتن ، زندگي كردن ، آدمي را مســئول « جهاد » مـي كند و حسين مثل اعلاي « انسانيت زنده عاشـــــــــــــــق و آگاه » است . توانستن يا نتوانستن ، ضعف يا قدرت ، تنهايي يا جمعيـت ، فقـط شكل انجام رسالت و چگونگي تحقـق مســئوليت را تعييـــن مي كند نه « وجود » آن را .
  • فتواي حسين اين است : آري! در « نتوانستن » نيز « بايستن » هست . براي او زندگي عقيده و جهاد است . بنابراين ، اگر او زنده است و به دليل اينكه زنده است ، مسئوليت جهاد در راه عقيده را دارد.
  • « انسان زنده » مسئول است نه تنها انسان « توانا » .و از حسين زنده تر كيست ؟ در تاريخ ما كيست كه به اندازه او حق داشته باشد « زندگي كند » ؟ و شايسته باشد كه « زنده بماند » ؟

 

برگرفته از كتاب شهادت

« دكتر شريعتي »

+ نوشته شده توسط antizionist در دوشنبه نهم بهمن 1385 و ساعت 0:44 |