يهوديان اروپا ازديرزماني ازآوارگي خسته شده وبه فكرتشكيل حزب خاصي برآمدند . فشارها ومظالمي كه در روسيه ، لهستان و روماني و... بر يهود وارد آمد ، اين فكر را تقويت كرد . در نتيجه يكي از سران يهود ، به نام بيسكر كتابي تحت عنوان خود مختاري نوشت ويهود را تحريك و تحريص نمود كه هرچه زودتر متشكل شوند . اودراين كتاب ميگويد:
" دنيا با نظر حقارت به يهود مي نگرد ، زيرا مادرتمام روي زمين ،وطن و مركز و استقلال نداريم و همه جا بيگانه به حساب مي آييم و علاج اساسي اين درد سخت اين است كه يهود عالم در ارض وطن جمع شوند وملت يهودي مستقل تشكيل دهند... ."
به دنبال اين پيشنهاد در سال 1882ميلادي در روسيه جمعيت عشاق صهيون به وجود آمد . هواداران این جنبش نشست هایی تحت عنوان "دوستداران صهیون" برگزار میکردند . هدف اين جمعيت احياي زبان عبري ، دعوت يهود به مهاجرت به فلسطين و تملك و آباد نمودن آنجا بود . بودجه اين حزب از طريق كمكهاي يهوديان مخصوصا ًبارون ادموند روچيلد يهودي تامين مي شد . در سال 1890 این گروه ها به اسم "جمعیت کمک به صنعت کاران و کشاورزان یهودی در سوریه و فلسطین و احیای زبان عبری" به رسمیت شناخته شدند . اين نهضت ابتدا قابل توجه نبود و هدف سياسي درستي نداشت.
تا اينكه هرزل نويسنده يهودي واتريشي ، تحت تاثيرحادثه اي كه براي يك افسر يهودي ارتش فرانسه به نام دريفوس در فرانسه رخ داد ، وارد فعاليت گرديد . در اين حادثه دريفوس به اتهام خيانت وفروش اطلاعات نظامي به ارتش آلمان به محاكمه كشيده شد . عده اي از مردم فرانسه به اوبدبين و از او خشمگين بودند ، و عده اي نيز او را بيگناه مي دانستند و سرانجام پس از چند دوره محاكمه تبرئه شد .
هرزل از اين حادثه سوء استفاده و بهره برداري هاي زيادي نمود و در سال1895كتابي به نام «دولت يهود » تاليف ومنتشر نمود . وي در اين كتاب نوشت : « راه حل گرفتاري يهوديان اين است كه افرادي كه طاقت تحمل ناراحتي هاي ممالك متبوعه خودرا ندارند، در يك منطقه وسيعي كه براي يك ملت بزرگ كافي باشداجتماع كنند». ولي محل مورد نظررا دراين كتاب تعيين نكرد و در خصوص فلسطين هم تصميم جدي نداشت . هرزل در اين كتاب پيشنهاد نمود كه آژانس يهود تشكيل شود تا برنامه مذاكرات و نقشه هاي سياسي حزب را تنظيم كند و يك شركت يهودي تاسيس شود تا نيازهاي اقتصادي نهضت را تامين كند . اقدام هرزل تنها جنبه استعماري داشت. او در ژانويه 1912 (ژورنال هرزل،جلدسوم،صفحه1194) در نامه اي به سيسيل رودس ، بازرگان و مدير استعماري انگلستان چنين ميگوي : « چرامن دست به دامان شما شده ام؟ چون موضوع به يك مورداستعماري مربوط مي شود . از شما تقاضا دارم از طرح صهيونيسم طرفداري كنيد » . اصل اين طرح عبارت بود از ايجاد"يك كمپاني امتيازگير" تحت حمايت يك قدرت استعماري مانند انگلستان يا قدرتي بانيات استعماري مانندآلمان درزمان گيوم دوم . البته مكان تشكيل اين كمپاني مهم نبود : اوگاندا ، موزامبيك ، آرژانتين ، قبرس يا ليبي يا فلسطين.
دوستان هرزل به او گوشزد نمودند كه فلسطين اسم رمزي است كه در تجهيز يهوديان تاثير بيشتري خواهدداشت . هرزل كه يك ديپلمات واقع بين بود، از پيشنهاد آنها استقبال نمود و از آنچه خود افسانه قدرتمند مي ناميد ، (جلداول خاطرات صفحه5) ، يعني افسانه بازگشت كه از نظر وي كاملاً افسانه است ولي در تجهيز يهوديان معتقد بسيار مؤثربود ، بهره برداري كرد.
از نظر او فلسطين داراي معناي مذهبي زيادي نبود . اودر اين باره ميگويد : «در مورد سرزمين موعود ، مي توانم همه چيزرا به شما بگويم الّا مكان آن . ما بايد تمام عوامل طبيعي را در نظر بگيريم . مابايد براي تجارت جهاني خود در آينده در كنار دريا سكني گزينيم ، وبراي كشاورزي خود كه كاملاًَ مكانيزه خواهدبود ، احتياج به سواحل و زمينهاي فراوان و وسيعي داريم . شوراي اداري در اين مورد تصميم خواهد گرفت» (13ژوئن1895،جلد اول ژورنال هرزل،صغحه133) .
هرزل در سال 1897م اولین کنگره صهیونیسم را درشهر بال سوييس برگزار کرد . زماني كه اين كنگره برگزارشد ، پس ازمذاكرات زياد قطع نامه اي صادر شدكه درآن ، برنامه نهضت مشخص و فلسطين ، منطقه مهاجرت وتشكيل ملت واحد يهودي معلوم گشت . همچنين اسم فلسطين به اسراييل تبديل و پرچم يهودي و شعار ملي هم معلوم گرديد . طبق دستور اين كنگره قرار شد ، يك شركت يهودي براي خريد و عمران اراضي فلسطين به وجود آيد و هر يهودي صهيونيست ، درهرسال مبلغي به عنوان حق عضويت بپردازد تاحق راي براي انتخاب اعضاي كنگره عمومي صهيونيسم داشته باشد . بعد از ختم جلسات اين كنگره ، هرزل عنوان داشت : « همين امروز ما دولت يهودي را به وجود آورديم » .
وی موفق شد که یهودیان جهان را دور خود جمع کند . همچنین هرزل توانست خاخام های بنيادگراي یهود را که خطرناک ترین قوانین و مقررات در طول تاریخ جهان را تحت عنوان "پروتکل های حکمای صهیون" تدوین کردند ، نزد خود گرد آورد . این کتاب برگرفته از آموزه های کتاب های تحریف شده یهودیان است که نزد آن ها بسیار مقدس هستند .
از این زمان به بعد یهودیان سازمان های خود را قویتر ساختند و به دقت و مخفیانه برای تحقق اهداف توسعه طلبانه و سرکوبگرانه شان که هم اکنون نتایج آن برای همگان روشن است ، به فعالیت پرداختند .
درسال 1901هرزل با سلطان عبدالحميدخليفه عثماني تماس گرفت و با التماس از او خواست كه امتيازي براي يهوديان صادر شود كه به موجب آن ، يهوديان بتوانند اراضي موات فلسطين را آباد و تملك نمايند ودر مقابل ، علاوه بر پرداخت سالانه مبالغي به حكومت وقت ، بانك عمران يهودي مبلغ هنگفتي به دربار عثماني وام بدهد ، ولي سلطان عثماني نپذيرفت . درهمين موقع درمرج ابن عامر ، يهوديان يهوديان مقداري زمين خريدند . نمايندگان عرب در پارلمان عثماني ، در مورد اين اراضي كه به چنگ يهود افتاده بود اعلام خطركردند و مبارزات عليه انتقال اراضي به يهودشروع ، و رفته رفته كار بر يهود سخت شد . مشكلات فراواني كه درراه پيشرفت يهود در فلسطين ايجاد شد ، آنها را به فكر انتخاب جاي ديگري انداخت . بعداز مشورت منطقه اي بين فلسطين و مصر( كه متعلق به مصراست ) به نام عريش را انتخاب كردند . هرزل دراين مورد با دولت مصر تماس گرفت و دولت مصر هم تقاضاي اورا ردكرد.
دولت انگليس امتياز اوگاندا را كه در شمال افريقا واقع است ، به هرزل عرضه كرد. يهوديان براي بررسي و مطالعه وضع اوگاندا كميسيوني فني تشكيل دادند و مشغول مطالعه شدند و دراين اثنا عمر هرزل به پايان رسيد و درسال 1902مرد .
كنگره يهود با پيشنهاد مركزيت اوگاندا مخالفت كرد و تاكيد كرد كه فلسطين و يا حداقل منطقه اي در جوار آن ، كه بعدا فلسطين رابه چنگ بياورند ، منطقه مورد نظر آنهاست .
تاكيد صهيونيستها برفلسطين در واقع به اين دليل بود كه آنها از يك طرف بتوانند با تمسك جستن به موضوع ارض موعود ، حمايت تمامي يهوديان را از اقدام استعماري خود جلب كرده و از طرف ديگر اهميت استراتژيك فلسطين ( كه در محل تلاقي سه قاره آسيا ، آفريقا و اروپا قرارداشت ) آنها را براي به چنگ آوردن آن حريصتر ميكرد . اين بود كه صهيونيستها بسيار تاكيد داشتند كه محل تشكيل هسته مركزي كمپاني امتيازگير آنها درفلسطين باشد .
در نزدهرزل به كارگيري مذهب به عنوان ابزار سياسي جهت تضمين يك اقدام استعماري كاملاً آشكار بود . هدف هرزل يك هدف ناسيوناليستي بود . براي او مسئله عمده گردآوردن يهوديان به صورت يك ملت واحدبود . به همين دليل ازنظر هرزل ، يهود ستيزي با اهداف او همسوبود چراكه باعث مي شد ، مهاجرت هموطنان يهوديش ساده ترشود . اوكاملاً ازاين امر آگاه بود و دراين مورد ميگويد : «يهودستيزان به بهترين متحدان مابدل خواهندشد » . هرزل فرداي روزي كه كشتار وحشتناكي توسط يكي از وزراي روسيه به نام « ون پلوف » درشهر كيچينف صورت گرفت ، خطاب به وي گفت : « من به شماكمك مي كنم تا از شرّ يهوديان انقلابي خلاص شويد » . (جلداول خاطرات هرزل،صفحه387)
مسئله اصلي براي هرزل بهره برداري از رقابت استعماري موجود ميان قدرتهاي بزرگ آن زمان بود . هرزل به انگلستان قول مي داد كه از منافع آنها درهندوستان ، ازطريق خاك فلسطين يا اوگاندا كه به مثابه چهارراه سه قاره بود ، دربرابر آلمانيها دفاع خواهد كرد و ازسوي ديگر به گيوم دوم پادشاه آلمان قول مي داد كه از طرح اين كشور در مورد راه آهن « برلين- بيزانس- بغداد » دفاع خواهد كرد . او به اين دو رقيب حريص كه مي خواستند غنايم امپراطوري روبه افول نهاده عثماني را تقسيم كنند ، پيشنهاد كرد كه از كمپاني امتياز گير او حمايت كنند . هرزل دراين مورد ميگويد : «يك قدرت ديگر نيز مي توانست از چنين جنبشي دفاع كند . ابتدا فكر مي كردم كه اين قدرت مي تواند انگلستان باشد ولي ترجيح مي دادم ، آلمان اين كاررابكند » . ( جلداول خاطرات ، صفحه 234 )
هرزل به كمك همين كلاشي ها توانست درتاريخ 19 اكتبرسال 1898به يك ملاقات حضوري با قيصر آلمان نائل آيد : « وقتي طرح مربوط به كمپاني خود و پشتيباني آلمان را مطرح كردم ، قيصرموافقت خود ر ااعلام نمود » . ( جلداول خاطرات،صفحه267 )
در وراي تمامي اين معاملات شاهكار ديپلماتيك هرزل عبارت بود ازكشف نقطه مشترك تمام استعمارگران غربي . اودركتاب خود تحت عنوان دولت يهود چنين مي نويسد : « ما درآنجا براي اروپا يك دژمستحكم دربرابرآسيا خواهيم بود و دژ پيش تاخته تمدن در مقابل وحشيگري و بربريت راخواهيم ساخت » .
از اين پس ، تمام استعمارگران غربي از تاسيس حكومتي كه چنين نقشي را درخاور نزديك بازي كند ، به صورت كمابيش بلندمدت حمايت كردند .

