پس از آنكه جنبش صهيونيسم در دوران معاصر توسط "هرتزل" پايه ريزي شد ،توانست كه يهوديان افراطي و خاخام هاي بنيادگرا را در اطراف خود جمع كرده،سپس براي رسيدن به اهداف خود از هيچ تلاشي فرو گذار نكرد. اشتباهي كه متاسفانه اكثر ما دچار آن مي شويم اين است كه صهيونيسم را با يهوديت يكي مي دانيم ، در حاليكه صهيونيسم يك جنبش كاملا نژادي و ناسيوناليستي است كه براي رسيدن به اهداف خود از يهوديت استفاده ابزاري مي كند . گواه اين ادعا اين است كه سازمانهاي مهم يهودي اروپاي غربي همچون اتحاد جهاني اسراييل در فرانسه و شعبه اتريشي آن يعني "اتحاد اسراييلي" و "جمعيت يهوديان لندن" با برنامه هاي هرتزل مخالفت كردند. بسياري از چهره هاي سرشنا س يهودي نيزهمگام با اين تشكل ها به مخالفت با صهيونيسم پرداختند . افرادي نظير آلبرت انيشتين ، مارتين بابر(فيلسوف والهي دان اتريشي الاصل) ، جودا ماگنز(موسس دانشگاه عبري بيت المقدس) ، پروفسور ليبوويتز ( رهبر دايرة المعارف يهود ) ، هانا آرنت (فيلسوف و جامعه شناس آمريكايي آلماني الاصل) و خيلي ديگر از چهره هاي سرشناس يهوديت از این جمله اند . نمونه هایی از موضع گيريهاي اين افراد در زير آمده است :
1- در سال1983 "آلبرت ا نيشتين" در مقابل صهيونيسم اينگونه موضع گيري مي كند:
به نظر من دستيابي به قراردادي با اعراب در مورد اساس يك زندگي مشترك و همراه با صلح ، معقول تر و منطقي تر از ايجاد يك دولت يهودي است . آگاهي من از اساس يهوديت، مخالف تشكيل يك دولت يهودي با مرزهاي مشخص، يك ارتش وطرحي براي در دست گرفتن قدرت و لو به مقداری ناچيز مي باشد . من از اين مي ترسم كه گسترش ناسيوناليسم درميان ما ، صدمات جبران ناپذيري به يهوديت وارد آورد"
2- "جودا ماگنز"در آغاز سال تحصيلي 1946 دردانشگاه عبري بيت المقدس :
«اكنون اين تفنگها هستند كه به جاي يهوديان حرف مي زنند . اين است تورات جديد سرزمين اسراييل ... . با درك و فهمي كه از تاريخ سرنوشت جهاني يهود داريم و نيز چون نگران شرايط كنوني و امنيت يهوديان در ساير نقاط جهان هستيم ، نمي توانيم جهت گيريهاي سياسي در برنامه ي كنوني صهيونيسم را مورد تاييد قرار دهيم واز آن حمايت كنيم » .
3- خاخام "موشه منوخيم" در كتابي تحت عنوان انحطاط يهوديت :
"امروز ملتها از مفاهيمي چون نژاد برتر ، قوم برگزيده ، پيمانهاي خدا با انسان و ارض موعود متنفرند . زيرا اينها ادعا هايي هستند كه امروزه نيروهاي مهاجم وغير اخلاقي ناسيوناليستها از آنها عليه ملتهاي ضعيف بهره مي گيرند ... من با مشاهده نشانه هاي انحطاط روزافزون يهوديت در عصر حاضر قلبم مي شكند . يهوديت معنوي و انسانی پيامبران ما به ناسيوناليسم به اصطلاح يهودي تغيير يافته است . كه با ولع سيري ناپذيري خواهان سرزمين وسيع براي زندگي است ."
4- پروفسور "اسراييل شاهاك" :
اكثريت ملت ما يك بت را جانشين خدا كرده اند . درست مانند آن زمان كه قوم بني اسراييل به پرستش گوساله ي زرين مشغول شدند . نام بت جديد آنها دولت اسراييل است"
5- پروفسور "زيبرمن " (متخصص تاريخ نازيسم در دانشگاه عبري بيت المقدس ) : «هيولايي در وجود تك تك ما لانه كرده است و اگر همچنان اعمال خود را موجه جلوه دهيم ، اين هيولا بزرگ و بزرگ تر مي شود ... امروز من به پديده اي مي انديشم كه هر روز ابعاد بزرگتري به خود مي گيرد: بخشي از ملت يهود وجود دارد كه من بدون هيچ ترديدي آنها را نسخه ِ برابر اصل آلمانيهاي نازي مي دانم » .
6- " هانا آرنت " در كتاب نجات ملت يهود:
«احساس سنتي صهيونيسم اين است كه تمام غير يهوديان ، يهودستيزند وطبق گفته هاي هرزل مردم به دو دسته تقسيم مي شوند : آنهايي كه آشكارا يهود ستيزند و آنهايي كه مخفيانه اين كاره هستند ... صهيونيستها ، دشمني غير يهوديان را يك حقيقت تغيير ناپذير و جاودانه ي تاريخ يهود مي دانند .... اين شيوه ، كاملا نژاد پرستانه است و واضح است كه تقسيم دنيا به يهودي از يك سو و تمام ملل ديگر كه به چشم دشمن به آنها نگاه مي شود ، با ساير نظريه هاي نژادي اين آقايان تفاوتي ندارد. »

