اختصاصي وبلاگ "خطر صهيونيسم
جنگنده هاي دشمن رادار گريزند
نگاهي به تبليغات تلويزيوني صهيونيسم در لواي برنامه هاي تبليغي مسيحيت
متن زير به تلاش هاي مرموز و ناجوانمردانه ي گردانندگان صهيونيست كانال هاي ماهواره اي،براي القاي تفكر صهيونيسم مي پردازد.دوست عزيز لطفا حوصله به خرج داده و مطلب را تا پايان مطالعه فرماييد و در پايان نيز ما را از نظرات سازنده خود بهره مند سازيد
اشاره:
جنگنده هاي دشمن رادار گريزند.....
و اين خود به تنهايي كار را براي مقابله سخت تر از پيش مي كند
صهيونيسم؛ تفكري كه گويي با نام رژيم اشغالگر قدس عجين شده است و اين قرابت ناميمون شايد سبب شده باشد تا ماهيت اصلي تفكر صهيونيسم،در لواي ظاهر دولت نامشروع اسرائيل،مخفي بماند.چه آنكه ممكن است در پاره اي از زمانها رفتار به ظاهر منطقي و حق به جانب رژيم صهيونيستي،ما را از خطري كه تفكر صهيونيسم متوجه مان مينمايد،غافل كند.از اين رو شايد يكي از اصولي ترين شيوهاي مقابله با اين تفكر،شناختن راههاي نفوذ باشد.به طور حتم هر تفكر و ايدئولوژي براي آنكه بتواند در ذهن توده ي مردم و حتي روشنفكران يك جامعه اثر گذار باشد،لازم است از برخي فاكتورهاي جهت القا و همچنين رسوخ به ذهن مخاطب بي دفاع بهره گيرد.بسيارند وسايلي كه به خوبي از عهده ي اين كار بر مي آيند.ولي شايد هيچ رسانه اي از جمع رسانه هاي گروهي قدرت ونفوذ تلويزيون را نداشته باشد.حضور چشمگير اين رسانه در ميان توده مردم،ميزان اقبال بالاي اين وسيله ي به ظاهر سرگرم كننده،و بسياري دلايل اجتماعي وحتي روانشناختي ديگر ،سبب شده است كه از سالها قبل،قدرت هاي استعماري به اهميت استفاده از اين رسانه،پي ببرند.مطلب زير قصد دارد تا با ارائه برخي از نمونه هاي رايج تبليغات در شبكه هاي ماهواره اي،چگونگي مقابله درست و اصولي با اينگونه القائات رسانه اي را به بحث جمعي بگذارد...انشاالله
تاريخچه ي تبليغ دين:
از دير باز و شايد بلافاصله پس از تثبيت هر دين ،گروهي به عنوان مبلغ دين جديد به ميان توده ي مردم مي رفتند تا با استفاده از شيوه هاي متداول در امر تبليغ دين در آن دوره،به هدف خود نائل آيند.نمونه ها از اين دست در تاريخ فراوان است.چه در اديان توحيدي و حتي برخي اديان زميني اين شيوه بسيار مورد توجه قرار گرفته است.اما آنچه در اين بخش مورد بحث ماست استفاده از شيوه هاي نا متعارف در راه كشاندن پيروان ساير اديان،به سوي يك دين خاص مي باشد.در طول تاريخ كم نبوده اند افرادي كه بدون توجه به فرمايشات خداوند در كتاب مقدس آيينشان،و صرفا بر مبناي دريافت هاي شخصي خود،ديگران را به اجبار به كيش خود فرا خوانده اند.
پس از وفات رسول اكرم و يا دست كم پس از روي كار آمدن حكومت اموي و حتي عباسي،استفاده از اين حربه يعني گسترش دين اسلام و يا بيدار نمودن ملتهاي ديگر،سبب لشكركشيهاي بسيار به مناطق مختلف جهان شده است.بسيار واضح است كه در كنار پيشرفتهاي علمي و اخلاقي كه اسلام به سرزمين هاي فتح شده مي برده است،غارت و چپاول زندگي هاي بيشماري كه مي بايست تاوان طمع حكام اموي را پس مي دادند،دور از نظر نيست.و شايد بيرون راندن مسلمانان از اندلس و برخي ديگر از كشورهاي اروپايي ثمره ي بي اعتقادي فاتحان باشد....غير از اين، موارد جزئي و به ظاهر كم اهميت فراوانند كه به دليل طولاني شدن بحث از آنها مي گذريم.
در سوي ديگر،برشمردن جنايات كليساي اروپا،چه در زمان حكومت هاي روم مقدس!و چه در زمان جنگ هاي صليبي و دوره هاي ديگر از حوصله جمع خارج است.به راه انداختن جنگهاي بيشمار آن هم به بهانه هاي ديني ،موجب خونريزي هاي بسيار ي در طول تاريخ شده است.چه انسانهاي بيگناهي كه به فتواي پاپ، خود را شتابان!به مسلخ گاه بيت المقدس نرساندند!.تفتيش عقايددر محدوده ي فرمانروايي كليساي روم به حدي است كه انسان را متحير ميكند.تقديس،تكفير،خريد و فروش زمين هاي بهشت!،دعا براي آمرزش،سوزاندن مرتدين،و دهها نمونه ديگر ،تنها گوشه اي از جنايات كليسا براي گسترش دين بوده است. از اين نمونه ها در طول تاريخ فراوان به چشم مي خورد و اختصاص به يك يا دو مذهب ندارد بحث امروز ما پيرامون شيوه هاي تبليغي جديد توسط كانالهاي ماهواره اي مي باشد كه ظرف چند سال اخير روند شتابزده اي را دنبال مي نمايند.
قدرت تلويزيون:
درست از زمان آغاز به كار تلويزيون ،جامعه شناسان در خصوص قدرت اثر گذاري آن در ميان توده هاي مختلف مردم،به بحث و تبادل نظر و نيز ارائه فرضيه ها و نظريه هاي متفاوتي پرداخته اند كه از آن جمله مي توان به نظريه تزريق سوزني و يا نظريه ي گلوله ي جادويي اشاره كرد.هر دوي اين نظريه ها مربوط به سالهاي جنگ جهاني اول و دوم مي باشند.به عقيده ي جامعه شناسان در اين دوران رسانه ها و بلاخص تلويزيون داراي قدرتي اعجاب انگيز مي باشند.به عنوان نمونه ميزان اثر گذاري تبليغات تلويزيون آلمان در دوران حكومت نازي ها ،به حدي است كه در آغاز جنگ جهاني دوم تمام مردم آلمان به حمايت از ايده هاي كشورگشايي هيتلر به پا مي خيزند...
پس از اين دوران،يعني سالهاي پس از جنگ جهاني دوم تا دهه ي 1970 ميلادي،نوعي روي گرداني از تلويزيون ،مردم دنيا را فرا مي گيرد .ديگر از آن قدرت جادويي تلويزيون كه همچون يك گلوله جاديي القائات صاحبان قدرت را به مغز مخاطب شليك مي نمود،خبري نيست.از اين رو برخي جامعه شناسان در نظريه اي جديد و البته متفاوت از نظريه ي قبلي،رسانه ها را فاقد قدرت معرفي مي كند.و اينكه مخاطب در برابر برنامه ها و اخبار تلويزيوني دست و پا بسته نيست و ديگر تلويزيون نمي توتند براي مردم تصميم گيري نمايد...
و بلاخره از دهه ي هفتاد ميلادي تا دوران حاضر ،دوره اي است كه باز هم به اعتقاد گروهي از جامعه شناسان ،تلويزيون داراي قدرت مي باشد و البته با اين تفاوت كه در اين دوره،بر خلاف سالهاي 1918 تا 1945 توده ي مردم در برابر برنامه ها و اخبار پخش شده از تلويزيون واكنش مثبت ويا منفي نشان مي دهند و لزوما آنچه را كه بر صفحه ي تلويزيون مشاهده مي كنند و يا با گوش خود مي شنوند،باور نمي كنند...
هدف كانالهاي ماهواره اي چيست؟:
آنچه مسلم است امروزه با رشد قارچ گونه ي كانالهاي مختلف ماهواره اي مواجه هستيم.و به نظر مي رسد روند رشد روز افزون اين كانالها در آينده ي نزديك بيشتر نيز خواهد شد.تبليغات كالا،جذب توريسم،سرگرمي،مسابقات ورزشي،اخبار،حيات وحش،سكس،تبليغ دين و دهها موضوع ديگر مي تواند توسط كانالهاي ماهواره اي به حريم خانه ي ما راه يابد.اين مقاله قصد ندارد تا به خوب ويا بد بودن ماهواره راي بدهد بلكه قصد داردتا از ميان موارد اشاره شده به گزينه ي تبليغ دين بپردازد.رابطه ي كانالهاي تبليغ دين با تفكر صهيونيسم شايد كمتر از اثر گذاري كانالهاي خبري و حتي كانالهاي ديگر كه در لواي هر كدام از موضوعات ذكر شده به نفوذ تفكر صهيونيسم در جهان مي انديشند،نباشد از اين رو و با توجه به اينكه بيشتر در خصوص ارتباط لابي هاي صيونيسم با مديران فلان شبكه ي خبري شنيده ايم،و يا بحث گسترش كانالهاي سكسي و هجوم بي امان برنامه هاي مبتذل براي گمراهي جوانان بخصوص در منطقه ي خاور ميانه ؛ به بحث نسبتا جديدي به نام تاثير القائات كانالهاي تبليغ مسيحيت در انحراف فكري و اعتقادي جوانان مسلمان مي پردازيم
تبليغ دين يا تبليغ دين گريزي؟:
كم نيستند كانالهاي ماهواره اي كه تبليغ دين را در دستور كار خود دارند.اسلام،مسيحيت،يهوديت،بودايي،هنويسم و دهها نمونه ديگر.به نظر مي رسد با توجه به حضور آسان در ميان جمع هاي خصوصي(بوسيله ي ماهواره)،كار تبليغ دين از اين طريق بسيار ساده و زود بازده باشد.آنچه مسلم است در عصر حاضر و با توجه به سرخوردگي انسان معاصر،پرداختن به موضوعات ديني آن هم به شيوه اي نه مانند شيوه هاي قهر آميز گذشته،بلكه با استفاده از برنامه ها و بعضا شوهاي محصور كننده،زودتر به نتيجه مي انجامد.مبلغان مسيحي از دير باز براي دعوت مردمان ديگر سرزمين ها به كيش خود،به سفرها و روش هاي زيادي روي آورده اند.حضور در ميان قبايل بيابان گرد افريقا،سفر به خاور دور.همه و همه بيانگر كوشش اين مبلغان مي باشد.اما آيا به راستي هدف اصلي اين قبيل افراد دعوت به سوي حق باشد.جواب ساده است :خير،شايد بتوان حضور مبلغان مسيحي را در ميان شمن پرستان دور از تمدن بشري توجيه نمود .اما آمدن به ميان مردمي كه آخرين دستورات الهي را براي پرستش و زندگي دنيوي و اخروي خود برگزيده اند،چندان توجيه پذير نيست. چه آنكه حقيقت كامل بودن دين مبين اسلام بر تمام رهبران كليساي مسيحيت آشكار بوده است.پس به بيراه نمي رويم اگر در كار اين به ظاهر مبلغان ديني شك كنيم.حال براي نمونه برخي از برنامه هاي پخش شده توسط كانالهاي ماهواره اي مبلغ مسيحت به اختصار مي آورم :
سخنانِ خامِ كشيشِ خام :
!-چندي پيش در برنامه اي با عنوان one man show كشيش يا بهتر بگويم مبلغ ديني جواني براي بينندگان برنامه خود از كتاب مقدس حرف مي زد.از اينكه خوبي چيز خوبي است و بدي چيز بدي است!.و سپس داستان جالوت و طالوت را براي بينندگان تعريف نمود تا درس خداپرستي بياموزند و اينكه نصرت با مردان خدايي است.تا اينجاي مطلب چيز غير عادي به چشم نمي خورد ولي جالب است بدانيد كه مبلغ محترم به جاب برخي عناصر داستان يعني جالوت ،طالوت و حضرت داوود از اسامي ديگري هم بهره مي گرفت.وي بدون اينكه منظور خاصي (بدي)داشته باشد!!،در عوض نام جالوت از "فلسطيني"بهره مي گرفت!و اينكه چگونه در برابر خدا جويان قرار گرفته است و.....
2-كشيشي خط تلفن هاي برنامه را باز مي گذارد تا بره هاي گمشده نظر خود را پيرامون اين سئوال بيان كنند:به اعتقاد ما يعني پيروان مسيح،خداوند تاوان گناهان تمام اهل زمين را بر عهده ي حضرت عيسي آن هم بر روي صليب نهاده است.و الا خداوند چگونه مي تواند مثلا هيتلر را براي آن همه جنايت بر عليه يهوديان(توجه شود به شيوه ي گزينش قربانيان ميليوني جنگ جهاني دوم) مجازات كند؟
كشيش محترم خطوط را باز مي كند تا مثلا نظر ديگران را هم بشنود.از هر دين و مذهبي!.خط ها يكي يكي باز مي شود و در كمال ناباوري كشيش دموكرات!اجازه توضيح را از تلفن كننده مي گيرد.و تاكيد شديد بر اينكه بگوييد اين درست است يا نه و اگر نه بوق اشغال،ارتباط شما با برنامه قطع مي شود.حوصله همه سر مي رود هر كس منتظر است تا ديگري جواب منطقي به حرف هاي كشيش بدهد.بلاخره پس از چند بار قطع شدن خطوط شخصي تماس مي گيرد و ضمن تشكر از كشيش و برنامه خوبش....به يكباره از آن سوي خط كلمات ركيك و بدور از شان خانواده هاي بيننده ي تلويزيون ،نثار كشيش و هم كيشانش مي شود و سپس قطع تلفن توسط كشيش....
بله حالا نوبت كشيش است تا مسلمانان را به بي منطقي!و ضعف در استدلال متهم كند.و اينكه دين مسيح شما را به خويشتنداري در مقابل مخالفان فرا مي خواند........
3-كانال ماهواره اي mohabbat tv كه تماما برنامه هاي خود را به تبليغ مسيحيت اختصاص داده است.پخش فرازهايي از كلام مقدس آن هم در ميان تصاوير سكرآور،و سپس مقايسه ي آن با دستورات ديني ساير اديان(البته ناگفته نماند كه بيشتر مثالها از دين مبين اسلام است و جالب اينكه بيشتر مثالهاي مرتبط با انجيل هاي زميني!،كتاب تورات زميني!مي باشد).اين كانال با پخش فيلم زندگي حضرت مسيح،و تاكيد بر روي جنبه هاي عاطفي زندگي اين پيامبر بزرگ خدا،عملا نوعي حس زدگي از مذاهب ديگر را در قلب و مغز بيننده مي پروراند.استفاده از روش هاي نوين تبليغ نيز از شيوه هاي منحصر به فرد اين كانال ماهواره ايست
4-در كانال ماهواره اي nejat كشيشي از دوست مسلمان خود سخن مي گويد.از اينكه وي پس از انجام عمل زنا كه در دين اسلام بسيار نكوهش شده است و هم در دين مسيح،به انجام غسل جنابت اكتفا مي كند!.و از اين طريق گناه خود را پاك شده مي داند!(البته معلوم نيست چه كسي اين تفسير مسخره را به كشيش تعليم داده است).سپس كشيش باز هم داستان مصلوب شدن حضرت عيسي را به ميان مي آورد كه تنها راه نجات ما از شر گناهانمان در روز قيامت،گرويدن به آيين اوست و اوست كه با مصلوب شدنش تاوان گناهان ما پرداخت شده است!!
5-نكته جالب اينكه برخي از كانالهاي فارسي هم هستند كه به ظاهر برنامه هاي آنچناني براي تبليغ مسيحيت ندارند ولي در لواي برنامه هاي خود. شوهاي مختلفي از جمله كليساي خانگي ايرانيان،راه نجات و...نام برد.در تمامي اين برنامه ها از مهر ورزي مسيح سخن به ميان مي آيد و هر كه نداند فكر مي كند كه گويندگان هم تمام و كمال به پيروي از اين سخنان برخاسته اند!
6-استفاده از كلمات زيبا به همراه تصاوير خيال انگيز،ابراز نفرت از جنگ!و خونريزي توسط پيروان ساير اديان و استناد فروان بر اين جمله:اسرائيل قوم خدا!!.از ديگر برنامه هاي تبليغي مي باشد
7- مواردي از اين دست بسيار زياد است و اگر دوستان مايل بودند در پست هاي بعد به نمونه هاي ديگر اشاره خواهم نمود..
هدف چيست؟
مواردي كه برشمردم تنها مشتي از خروار بود.
به نظر شما آيا اين برنامه ها تبليغ مسيحيت است؟
تبليغ يهوديت؟
تبليغ مسيحيت يهودي؟
نگاه داشتن بيننده ي مسلمان در برزخ ترديد؟
سست كردن اعتقادات ديني مسلمانان؟
ويا زمينه سازي براي برنامه هاي شوم بعدي ؟
چه ارتباطي مي تواند ميان تفكر صهيونيسم و اين برنامه ها باشد؟
راه مقابله چيست؟
و دست آخر اينكه چه بايد كرد؟ به نظر مي رسد دشمن براي حمله به مراكز حساس اعتقادي ما مسلمانان از جنگنده هاي رادار گريز آن هم از نسل جديد بهره مي گيرد.يافتن رادارهاي قوي شناسايي تحركات دشمن،پاسخگويي مناسب به زياده خواهي هاي آنان و در صورت لزوم حتي دادن پاسخهاي مشابه مي تواند راهكارمقابله با اين هجوم بي سابقه باشد.هجومي كه سالها قبل رهبر معظم انقلاب از آن به عنوان شبيخون نام بردند...شما دوست گرامي مي توانيد ما را در رسيدن به پاسخي بهتر ياري دهيد با اميد به اينكه از نظرات سازنده ي شما عزيزان،بتوانيم در پست بعدي به نتيجه گيري مطلوب برسيم...
اختصاصي وبلاگ "خطر صهيونيسم؛ لطفا در صورت استفاده از تمام يا بخشي از مطلب،نام منبع را ذكر فرماييد
www.antizionism.blogfa.com
+ نوشته شده توسط antizionist در چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385 و ساعت
5:17 |