تبليغاتX
خطــــر صـهیـــونـیــســــم
   پيروزي حماس و شادي مردم
+ نوشته شده توسط antizionist در یکشنبه سی ام بهمن 1384 و ساعت 17:6 |
حماس يك حزب ، گروه يا تشكل تنها نيست . حماس همانطور كه در نامش پيداست يك حركت ، يك جريان و ي جنبش است . يك بسيج ! حماس در 18 سال پيش در سال 1987 ميلادي اعلام موجوديت كرد . و نام خود را در صحنه ي تاريخ ثبت كرد . ولي نميتوانيم حماس را به 18 سال محدود كرد . همانطور كه همه ميدانيم اصولا اينگونه جريانات به گونه اي نيستند كه در يك روز تشكيل شوند و اعلام موجوديت كنند .بلكه سالهاي سال به صورت آرام و دروني تشكيل ميشوند و هنگامي كه شرايط اجازه دهد رسميت خود را اعلام كند . حماس نيز از اين دسته مجزا نيست . ريشه هاي حماس قدمتي حدودا 60 ساله دارد . پس از اينكه يهوديان در سال 48 حملات وحشيانه ي خود را با پشتوانه ي انگليس به فلسطين آغاز كردند و بعد از شكست اعراب در جنگ هاي سال 67 مسأله ي فلسطين موجب شد تا بيداري در ميان فلسطينيان شكل بگيرد .اين رشد وبيداري توانست در دهه ي 80 و 90 به صورت فعالانه اي بروز پيدا كرده و چرخ هاي مقاومت اسلامي فلسطين را به حركت در بياورد . بروز اين جنبش از درون فلسطين باعث افتخار و سرافرازي فلسطينياني شد كه تا قبل از آن مورد حقارت ، شكست ، تلفات و خسارت زيادي شده بودند كه همگي ناشي از دلبستن به مجامع جهاني ، حمايت هاي شوروي و ديگر كشورها بود .اما با ظهور مقاومت اسلامي اميدي پيروزي و استقامت در دل مردم جوانه زد . اينكه جنبشي دروني و تفكرات اسلامي و جدا از ايدئولوژي هاي ناسيوناليستي توانسته بود اينگونه مسير رشد خود را هموار كند مايه ي اميدواري بود . همانگونه كه در نام اين جنبش نيز ديده ميشود مقاومت حرف اول را ميزند . مقاومت و جهاد عليه دشمن اصلي ترين گزينه اي بود كه حماس آن را مورد توجه قرار داد و همين آيتم موجب پيروزي هاي اين جريان شد . اين بدين معني نيست كه حماس مخالف صلح و گفتگو باشد . ولي كدام صلح ؟ حماس هيچگاه زير بار صلحي كه در آن منافع مسلمين ناديده گرفته شود ، براي مسلمين چيزي جز خواري و ذلت به بار نياورد ، نميرود . قبول كردن صلحي كه در آن حق و حقوق ملت مظلوم فلسطين ناديده گرفته شود . نه تنها صلح طلبي نيست بلكه به نوعي طرفداري از بي عدالتي است و جان مايه ي حرف حماس اين است كه سر به دار ميدهيم ولي تن به ذلت نميدهيم . . اين جريان خط مشي هايي دارد كه اين تفكرات و استراتژي ها اساسي ترين و بنياني ترين اصول آن به شمار مي رود . 1- سرزمين فلسطين از آن اسلام است . هيچ كشوري اعم از عرب و عجم و هيچ سازمان و گروهي حق معامله ي اين سرزمين را ندارد و مالك آن اسلام است . 2- رژيم غاصب صهيونيستي دشمن درجه يك اسلام و تفكر صهيونيستي خطرناك ترين تفكري است كه نه تها در يهوديان بلكه در ديگر اديان و مذاهب نيز ميتوانند شكل بگيرد. 3- طرح هاي صلح كه به نام راه حلهاي مسالمت آميز از سوي كنفرانس هاي جهاني و مجامع جهاني مطرح شده اند ناعادلانه است و سازش با اسرائيل نتيجه اي جز حذف اسلام و سپردن قدرت يه يهود و تثبيت صهيونيسم در پي ندارد . 4- مبارزه ، مقابله و جهاد زير پرچم اسلام تنها راه موفقيت و آزادي سرزمين فلسطين از دست اشغالگران است . 5- نيروهاي غربي سرمايه مدار كه تمام حم و غم خود را در حمايت از اسرائيل خرج مي كنند نه تنها نمي توانند داوراني براي حل مسئله فلسطين باشند ، بلكه دشمنان آنها بعد از صهيونيست ها هستند . 6- گرامي داشتن اصل شهادت ، اعتقاد به اسلام و توكل به خدا و واجب دانستن دفاع و جهاد . 7- حفظ وحدت ميان ملت و اجازه ندادن به دشمنان براي ايجاد تشتت و تفرقه 8- حفظ هويت هاي فلسطيني ، عربي و اسلامي ، تحت عقائد اسلامي پس ديديم كه اصول اين جنبش ها بر چه چيزهايي مبتني است . در طول اين چند سال نيز حماس و همچنين جنبش هايي مانند جهاد اسلامي و فتح كه با حماس در يك راستا و با اهداف مشترك شكل گرفته اند توانسته اند در قلوب مردم فلسطين را تسخير كرده و در خط اول مقاومت و جهاد عليه اسرائيل جاي بگيرند . و اما حماس در حال حاضر . هم اكنون بيشتر اختلافات و مخالفت هاي درون فلسطين ميان تشكيلات خودگردان و حماس است . حماس معتقد است كه تشكيلات خودگردان به نوعي بازيچه و ملعبه ي دست صهيونيست هاست كه عروسك گردان هرگاه بخواد دست و پاي اين عروسك را به حركت در مياورد . مقيد شدن تشكيلات خود گردان به قراردادهاي بين المللي ، قبول كردن خلع سلاح شدن ، نشستن سر ميز مذاكره و محكوم كردن جنبش هاي جهادي در عمليات ها از جمله مواردي است كه حماس آنها را مايه ي ننگ مي داند . جريان هايي چون حزب الله در لبنان و شكل گيري انقلاب اسلامي در ايران سرلوحه ي مناسبي براي حماس بودند . عمليات هاي استشهادي نمونه اي از اين اقدامات بود كه يكي از مواضع مورد اختلاف حماس و ديگر گروه ها و تشكيلات هاست . حماس از عمليات هاي استشهادي عاقلانه به شدت استقبال ميكند . البته قابل توجه ي عزيزان باشد كه عمليات استشهادي با عمليات هاي انتحاري تفاوت بسيار دارد . شايد از ديدگاه برخي مخالفان اين دو تفاوتي نداشته باشند اما اينگونه نيست . شهادت طلبي پيشينه ي عميقي در دين اسلام دارد كه هميشه دين يهود اندامش بر اثر اين به لرزه در آمده . و يك روي اين شهادت طلبي يا يهوديان بوده اند و يا افرادي كه توسط آنها تحريك شده بودند . نمونه ي بارز اين صحبت من در ليلة المبيت اتفاق افتاد . شبي كه رسول اكرم از مكه به مدينه هجرت نمودند و حضرت علي (ع) طي يك حركت استشهادي حاضر شد جان خويش را در طق اخلاص بگذارد و بر تخت پيامبر دراز بكشد تا مانع از كشته شدن پيامبر توسط كساني كه تصميم به قتل رسول اكرم گرفته بودند بشود . اين عملياتي آگاهانه بود كه از افتخاراتي است كه در تاريخ اسلام چون ستاره مي درخشد ! حسين (ع) و يارانش در صحنه ي حماسي عاشورا با وجود سپاهيان كم ، ادوات جنگي ناكافي به مقابله با دشمني رفتند كه آماده ي كارزار بود . آيا اين چيزي جز صيانت از اسلام و امام خويش است كه انسان با آنچه دارد و ندارد به مقابله با كفر ميرود ؟ از تمامي وجودخود مايه بگذارد تا بتواند به هدف متعالي خود برسد . ان شاءلله در آينده در مورد عمليات هاي استشهادي چه در لبنان و چه در فلسطي خواهم پرداخت . و اما جايگاه امروز حماس در عرصه ي سياسي فلسطين . در انتخاباتي كه فلسطينيان در پيش دارند حماس خود را مورد استقبال بيش از پيش مردم ديده است . رقابت اصلي را ميتوان بين حماس و فتح خلاصه كرد . آمار و ارقام پيش بيني ها آنچنان مستند و واقعي نيست و داراي نوسانات زيادي است . ولي كمي ميتواند بيانگر چگونگي بازتاب آرا مردم باشد . جنبش فتح قبلا داراي استقبال بيشتري ميان فلسطينيان بوده ولي با فساد مالي و اجتماعي برخي از سياست مداران اين جنبش و شكست هاي اخير آن ، استقبال مردم نسبت به آنها رو به كاهش رفته در مقابل با پيروزهايي كه جنبش حماس در صحنه هاي نظامي و سياسي عليه اسرائيل داشته و پيروزي اين جنبش در انتخابات شهرداري ها باعث شده تا اقبال حماس بيشتر شده باشد حدودا 40 تا 50درصد از مردم فلسطين حماس را برگزيده اند و روز به روز محبوبيت اين جنبش ميان مردم بيشتر ميشود . و اما واكنش رژيم صهيونيستي نسبت به اين مسئله ! رژيم صهيونيستي به صورت كاملا واضح و آشكار مخالفت خود را عليه پيروزي و به دست گرفتن پارلمان فلسطين توسط حماس ابراز نگراني ميكند ! اين خود يكي از دلايلي است كه مي توانيم بفهميم چرا اينگونه است . طي سالهاي اخير بيشترين ضرباتي كه اسرائيل طي انتفاضه ي الاقصي خورده است توسط گردان هاي عزالدين قسام شاخه نظامي قدس و جهاد اسلامي بوده . رژيم صهيونيستي از اين هراسناك است كه مبادا لجام امور فلسطين به دست جرياني بيفتد كه ديگر نتواند آن را بر سر ميز مذاكره بنشاند و با دادن وعده و وعيد آنها را سركوب كند . تاكيد حماس بر خروج كامل صهيونيست ها از بيت المقدس ، كرانه ي باختري و نوار غزه و شكسته شدن آتش بس ميان اسرائيل و گروه هاي فلسطيني دوره ي جديد را در وضعيت اراضي اشغالي و منطقه بوجود آورده است . مقاومت تنها گزينه ي راهبردي براي حماس و ديگر گروه هاي فلسطيني است كه تا به حال توانسته تنها اهرم فشار بر صهيونيست ها باشد . در طول دوران اخير تنها عاملي كه باعث شكست صهيونيست ها شده مقاومت است . آنچه كه اسرائيل در لبنان متحمل شد ناشي از مقاومت بود . آنچه كه باعث عقب نشيني فضاحت بار اسرائيل از جنوب لبنان بود ناشي از مقاومت بود آنچه كه باعث عدم تخريب مسجدالاقصي توسط صهيونيست ها بوده ترس از مقاومت بوده آنچه كه باعث شكست اسرائيل و عقب نشيني از غزه بوده نتيجه ي مقاومت بوده هيچ يك از اين موارد نتيجه ي ميزهاي مذاكره نبوده . و اما در مقابل : محاصره ي مردم فلسطين نتيجه ي ميز هاي مذاكره بوده . ديوار حائل نتيجه ي ميزهاي مذاكره بود . يهودي سازي مسجدالاقصي و پاك سازي بيت الممقدس از اعراب و اسلام نتيجه ي ميزهاي مذاكره بوده . كشتارهاي غزه ، رفح ، خان يونس و... نتيجه ي مذاكرات بوده و اينها لكه ي ننگي است بر دامان مذاكره كنندگان و معتقدان به مذاكره با اسرائيل .
+ نوشته شده توسط antizionist در یکشنبه سی ام بهمن 1384 و ساعت 17:1 |
خالد مشعل
+ نوشته شده توسط antizionist در یکشنبه سی ام بهمن 1384 و ساعت 16:57 |